توصیه های بهداشتی: ما می توانیم الگوی خود مراقبتی برای فرزندان مان باشیم.،داشتن خانه و خانواده ای سالم، ایمن و بانشاط نیازمند خودمراقبتی است،باخودمراقبتی،در هزینه های بهداشتی درمانی خود و خانواده صرفه جویی کنیم،خودمراقبتی به ما کمک میکند تا با قدرت ،سبک زندگی مان را تغییر دهیم و سالم و هدفمند زندگی کنیم،فرد سالم، خانواده سالم، دوستان سالم، همکاران سالم با  خود مراقبتی ،خود مراقبتی یعنی ارتقای  سلامت با تدبیر و امید.

12:27:13 PM 1399 / 03 / 15
 
اخبار معاونت

مصاحبه با دکتر مسعود دهقانی به مناسبت روز رزمنده و آغاز هفته دفاع مقدس

بیوگرافی: متولد 1344، کاشان

دوران تحصیل: ابتدایی مدرسه منشی (در سال اول و دوم ابتدایی به عنوان شاگرد ممتاز انتخاب و از مقامات دولتی هدیه دریافت نمود)- راهنمایی مدرسه خاوری- دوران دبیرستان مدرسه امام خمینی (ره)

دانشگاه: ورودی سال 65 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

مدرک تحصیلی: دکتری حرفه ای پزشکی شهریور 1372 و مدرک MPH (دوره تخصصی بهداشت عمومی مورد تایید سازمان WHO) در سالهای 80 – 1378 از دانشگاه علوم پزشکی تهران

عضو انجمن اسلامی و عضو هیئت مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دبیرستان امام خمینی، مسئول امور فرهنگی و کتابخانه مسجد صفاری و همکاری با گروه هدف دانش آموزی

فعالیتهای اجرایی:

  • طرح خدمت پزشکی در مرکز بهداشتی درمانی کمال الملک روستای کله از سال 72 تا73
  • خدمت در مراکز شهری فیض و گلابچی از سال73 تا74
  • قائم مقام ستاد معاونت بهداشتی دانشگاه از سال 1375 بطور متناوب تا سال 89
  • مسئول آموزش و ارتقاء سلامت معاونت بهداشتی دانشگاه از سال 1380 تاکنون
  • رئیس مرکز بهداشت شهرستان کاشان با حفظ سمت از سال 1389 تاکنون
  • عضو شورای سیاستگذاری پژوهش در نظام سلامت دانشگاه از سال 88 تاکنون
  • عضو علی البدل هیئت بدوی تخلفات اداری دانشگاه از سال 1376 به مدت 3 سال
  • دبیر اجرای سرشماری بهداشتی جمعیت شهری کاشان در سالهای81 و 82
  • عضویت در شورای پیشنهادات دانشگاه از سال87 تا 90

سابقه حضور در جبهه:

- حضور در جبهه های غرب در سال 61 بعنوان نیروی تبلیغاتی فرهنگی در بین شهروندان کرد بمدت یک ماه
- حضور در جبهه های اعزام از طرف جهاد سازندگی در جبهه های جنوب بعنوان نیروی فرهنگی تبلیغاتی بمدت یک ماه
- 5 بار اعزام به مناطق جنوب و غرب (عین خشک، شلمچه ، توپخانه 15 خرداد و عملیات بیت المقدس 7 )

انگیزه حضور و پایداری در جبهه:

تبعیت از امر امام خمینی (ره) و ولایت و برای تزکیه نفس

درس هایی از جنگ:

ایثار و گذشت ، فداکاری، خلوص و شجاعت

اولین باری که در جبهه جنوب در تیپ قمر بنی هاشم (ع) (بسیجیان چهار محال و بختیاری) حضور یافتم ، هیچگونه آشنایی با آن جمع نداشته و احساس غریبی داشتم اما جالب این که بعد از نماز مغرب و عشا کل افراد تیپ با حالات روحانی در سجده تمام دعای کمیل را با خلوص قرائت می کردند که برای من از این جهت شگفت انگیز بود .

کمک و نوع دوستی که در بچه های بسیج بارها و بارها مشاهده می شد قابل تحسین بود. مثلاً با وجود خمپاره و ترکش های فراوانی که در صحنه عملیات دیده می شد، حتی بسیجیانی کم سن و سال که در گروه حرفه پزشکی قرار نداشتند به امدادرسانی مجروحان بدون هیچ گونه ترس و واهمه ای می پرداختند.

بعد از شرکت در کنکور سراسری دانشگاهها در سال 1365، در جبهه در قسمت توپخانه 15 خرداد مشغول به فعالیت بودم که مطلع شدم زمان انتخاب رشته است و برای انجام انتخاب رشته و مصاحبه ورودی پزشکی ارتش به تهران رفتم. روز بعد مجددا به منطقه بازگشتم و مطلع شدم رزمندگان این منطقه مورد هدف شیمیایی قرار گرفته و متاسفانه تعدادی از دوستانم به بیمارستان اعزام شده بودند .

خاطره:

در عملیات بیت المقدس 7 در منطقه شلمچه در گردان موسی بن جعفر (ع) لشگر امام حسین (ع) بعد از گردان خط شکن وارد محدوده دشمن شدیم و تا صبح مبارزه تن به تن داشتیم . هوای منطقه مملو از دود خمپاره بود . قبل از طلوع فجر بر اثر خمپاره 60 ،در حالی که با دوستم با چند نفر عراقی مشغول جنگ تن به تن بودیم از ناحیه سر، بازو و پا مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفته و هر دو مجروح شدیم.

من در اثر اصابت ترکش خمپاره بی هوش شدم . مدتی بعد متوجه حضور یک عراقی در سه متری خود شدم ، عراقی به طرفم اسلحه کشیده بود و تصمیم به تیر خلاص داشت که صدای بلند دوستانم از دور باعث فرار او شد .

در آن موقع متوجه دوست مجروحم شدم که در کنارم بود . او دچار تنگی نفس شده بود من به وی تنفس دهان به دهان دادم. به خاطر دارم که در آن موقع به علت خستگی و مجروحیت ، تنفس سوزانی داشتم اما جالب این که بعد از چند ماه ، وقتی او را دیدم ، به من گفت : نفس خنک شما باعث زندگی مجدد من شد!

برای بانداژ جراحت دوستم از خشاب تفنگ به عنوان آتل و چفیه به عنوان باند استفاده کردم و محل مورد اصابت را بستم . در آن موقع سرباز عراقی را که پس از فرار توسط دیگر همرزمانم دستگیر شده بود پیش من آوردند . وقتی اسیر عراقی مرا دید، گریه می کرد و ملتمسانه به من نگاه می کرد. من هر چه با زبان فارسی با او صحبت می کردم او با زبان عربی التماس می کرد ، فهمیدم که صحبت هایم را نمی فهمد ، خندیدم و او را در آغوش کشیدم . بعد به همراه اسیر عراقی و دوست مجروحم به پشت جبهه آمده و در بیمارستان اهواز بستری و سپس به اراک منتقل شدیم.

بهترین دوست شما در جبهه:

شهید عباس شوقی و شهیدان مهدی و علیرضا زیارتی . وقتی با شهید شوقی صحبت کنکور را کردم ایشان به من گفت: من در دانشگاه جبهه امام حسین دانشجو هستم و تا شهادت در همین دانشگاه می مانم .

 

ساعت : 11:20 -  روز  : پنج شنبه  - 31 /  6 / 1390 /  شماره خبر : 30 / تعداد نمايش :1196

درج نظر بینندگان نظرات کاربران فایل مرتبط
  درج نظر بينندگان خبر :

نام:   
ایمیل:  
نظر:    

  نظرات كاربران:


   
جشنواره پرتال

انتخاب پرتال برتر